چه بدبخت افغانستانی ست که همه به نوعی می خواهند بر پیکر او ضربه ای بزنند و برای خود نشان یادگاری هک کنند .
جنگ های سی ساله افغانستان و خرابی هایی که تا به حال در روح و روان مردم و همچنین بر پیکر افغانستان نهاده شد، همه دستآوردهای کسانی بود که خود در لباس یک افغان منافع ملی را به فراموشی سپرده و مطابق به شعار همسایگان ما (آرامی ما در ناآرامی شماست ) تن دادند و آینده روشن را از این کشور و مردمش ربودند .
همسایه های افغانستان که از جمله دشمنان آن نیز تلقی می شوند عمده ترین خیانت کاران در حق این مردم مظلوم هستند .
كركت را تماشا مي كردم تا زماني كه بيست آور تيم سريلانكا به پايان رسيد و مسابقه براي چند لحظه اي تعطيل شد و من براي تعويض كانال تلويزيون ريموت را برداشتم و كانالها را يكي پس از ديگري عوض كردم تا اينكه به كانال هفت جايي كه تلويزيون تمدن در آنجا موقعيت داشت رسيدم .
مصاحبه اختصاصي تلويزيون تمدن با سفير ايران در كابل بود و انگار در مورد اعتراضات مردم كابل عليه اقدامات اخير دولت ايران مبني بر اعدام هموطنان ما بود .
مشتاقانه منتظر صحبت هاي جناب سفير بودم و مي خواستم با معلوماتي كه ايشان در اين رابطه از طريق رسانه هاي افغانستان به ما مي دهند قضاوت كنم كه واقعا آيا حق به حق دار رسيده است يا نه ؟
اما از صحبت ها معلوم بود كه جناب سفير با كوله باري از نصيحت هاي پدرانه به برنامه حاضر شده اند و تلويزيون تمدن نيز در اين امر جناب ايشان را همراهي مي كردند .
ابتدا قبل از همه چيز زيرنويس اين برنامه من را متوجه خود ساخت كه نوشته بود (بررسي جنجال آفريني هاي سياسي اخير مردم كابل براي اعدام هموطنان ما در ايران ) .
متاسفانه تلويزيون تمدن كه يكي از رسانه هاي رسمي افغانستان هست حركت خود جوش مردم مظلوم كشورمان را كه در هر گوشه از دنيا مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند را جنجال مي خواند و در قدم ديگر همه مردم را بلا نسبت بي عقل و نفهم جلوه مي دهد و مي گويد اعتراضات سياسي مردم .
آخر مگه مي شود اين همه مردم را عده اي اجير سازند و بگويند شما برويد و در مقابل سفارت ايران اعتراض كنيد و بعد به خانه خود رفته چاي نوش جان كنيد تا خسته گي شما رفع شود !؟ بدون هيچ علت
آيا مردم كابل و ديگر ولايات كه در اين اعتراضات حضور داشتند چشم و گوش ندارند ؟ آنها مي بينند و مي شنوند كه چه جناياتي عليه آنها اتفاق مي افتد . مردمي كه از اين قضايا داغديده هستند و يا هم اينكه احساساتشان در مقابل شهيد شدن هموطنانشان جريحه دار شده است و ديگر صبرشان به سر آمده و دست به اعتراض زده اند ، اعتراضاتشان سياسي است .
كشوري چون آلمان بخاطر بمباران هوايي خود در يك منطقه مسكوني از تمام مردم افغانستان معذرت خواهي كرده و حتي صدراعظم آن به پارلمان آن كشور جواب پس داده و موآخذه شده است ولي متاسفانه كشور ايران كه همسايه ما ،همزبان ما و هم دين ما است نه تنها كه به اعمال خود برچسب قانون را مي زند بلكه در تلويزيون هاي افغانستان توسط خود افغانها دعوت مي شوند و به دولت و ملت افغانستان خطاب مي كنند كه اگر صدايتان بلند شود ما چنان مي كنيم و چنان مي كنيم !
به نظر من اگر در كشور كدام اعتراضات سياسي هم راه اندازي شود آن را هم صرف ايران و پاكستان به راه خواهد انداخت و نمونه آن را هم مي توان به اغتشاشات چند سال قبل درولايت هرات درست روز عاشورا اشاره كرد كه نمونه بارز دخالت ايران و اجير شده هاي ايران بود كه مي خواستند جنگ هاي مذهبي را در هرات رقم بزنند ولي باز اين مردم دلير بودند كه تلويزيون تمدن آنها را نفهم و بي عقل مي خواند متوجه نيرنگ دشمن شده و پلان آنها را ناكام گذاشتند .
حالا از زيرنويس كه بگذريم مي رسيم به خود مصاحبه ، آقاي حسين مالكي سفير ايران و به قول وطن فروشان تلويزيون تمدن نماينده تام الاختيار جمهوري اسلامي ايران در كابل گفتند : من بسيار خوشم اومد از صحبت دقيق و كارشناسانه برادرمون كه از وزارت عدليه افغانستان بودند : ايشون فرمودند طبق قوانين بين المللي شخص مجرم كه در خارج از كشور خود دستگير مي شه براي محاكمه اگر خودش بخواد مي تونه درخواست كنه كه من در كشور خودم محاكمه مي شم در اينصورت كشور مقابل موظف ميشه تا اون شخص مجرم رو به كشورش تحويل بده ،ببينيد چقدر كارشناسانه به موضوع ايشون نگاه كردند . حالا من در جواب ايشان مي گويم كه اين حرفهاي عوام فريبانه خود را مي توانيد در تلويزيون دولتي خود به خورد مردم بدهيد نه در اينجا . اصلا شما خود مي فهميد كه تا به حال چند نفر از افغانها اعدام شدند ؟ وقتي شخص مجرم را خود شما به هر ترتيبي كه هست دستگير مي كنيد ،محاكمه مي كنيد و مجازات مي كنيد واجازه نمي دهيد تا آنها براي خود وكيل بگيرند ، حتي خانواده و دولت آن شخص را از قضيه خبر نمي كنيد چطور آن بخت برگشته ها چنين تقاضايي را از شما مستبدان بكنند ؟ واقعا جاي خجالت است .
از اين قضيه هم بگذريم برسيم به صحبت ديگر اين جناب كه مي خواهند كمي منت سر ما بگذارند و از لطف هاي دوكتور احمدي نژاد بگويند .
ايشان خطاب به مردم افغانستان از طريق تلويزيون به ظاهر افغاني تمدن اعلام نمودند كه اي افغانها برويد و لطف آقاي احمدي نژاد رو به ياد بياوريد و براي ايشان سه وقت در روز نماز بخوانيد .
دقيقا فرمودند : لطف آقاي احمدي نژاد رو برادران افغاني بايد هيچوقت فراموش نكنند . آقاي دكتر در يك فرمان تمام فرزندان مهاجرين افغاني را چه قانوني و چه غير قانوني اجازه دادند تا در مدرسه هاي ايران درس بخوانند.
كاش من خبر نمي داشتم از وضعيت مهاجرين و حداقل دلم رو به اين فرمان خوش مي كردم و مي گفتم آفرين باز هم كشور همسايه ما ايران به قول خودشان دمشان گرم .
اما با تماسي كه با ايران گرفتم يكي از مهاجرين افغان گفت كه انجا به ازاي هر فرزند از هر خانواده بايد مبلغ هفتاد هزار تومان بدهيم تا بتوانيم در مكاتب دولتي درس بخوانيم آن هم فقط مهاجران قانوني را مي پذيرند نه همه را .
واقعا اگر شما افغانها را در كشور خود پناه داديد و به آنها كارت قانوني مهاجرت صادر نموديد و خيلي هم به قانون احترام داريد پس كمي هم به قوانين بين المللي مهاجرت عمل كنيد. تحصيل در مدارس دولتي و غير دولتي حق هر مهاجر در هر كشور است . لااقل كمي هم از كشورهاي كفر خجالت بكشيد كه مهاجرين رو در مملكت خودشان آموزش مي دهند و اين حق را كوچكترين وظيفه خود در قبال مهاجرين دارند ، چه بسا مهاجرين ايراني كه در آمريكا و ديگر ممالك كفر زنده گي هاي فوق العاده و دور از ذهني دارند و همه را مديون توجه آن كشورها به مهاجران هستند .
خداوند روي دروغگويان را سياه كند .
اما بحث ديگري را كه جناب آقاي سفير به آن اشاره نمودند اين بود كه ما در سال جاري مبلغ 500 هزار دالر را در ولايت فراه به مصرف مي رسانيم و در قسمت آسفالت سركها با دولت همكاري مي كنيم در ادامه ديگر حرفهايي هم داشتند مبني بر اينكه يكي از نماينده هاي مردم ولايت فراه كه به ايران توهين كرده بودند بايد معذرت خواهي كنند در غير اينصورت ما شايد در قسمت اين كمك مان تجديد نظر كنيم ، من از خير صحبت هايي كه عليه نماينده فراه زده شد مي گذرم ودرباره مطلب اول صحبت مي كنم : در گزارشي كه ماه گذشته تلويزيون طلوعاز ولايت فراه به نشر رساند والي ولايت فراه اعلام نمودند كه متاسفانه شواهدي وجود دارد مبني بر اينكه كشور ايران در قسمت به تعويق انداختن ساخت بند فراه در اين ولايت مخالفين را كمك هاي مالي و نظامي مي كند و مانع ساخت اين بند در فراه مي شود زيرا قسمتي از آب فرا رود به كشور ايران منتقل مي شود .
همچنين ايشان در ادامه افزودند كه سركي را كه جمهوري اسلامي زحمت ساخت آن را متقبل شده است بايد دوسال گذشته تحويل داده مي شد اما تا به حال تكميل نشده است و از اين طريق اين كشور جاسوهايي را به دوطرف انتقال مي دهد . و در بيشتر ناامني هاي ولايت فراه نقش عمده و قابل توجهي دارد و ما از دولت خواستار توجه بيشتر در اين روند هستيم .
تمام اين صحبت ها را والي فراه در مقابل رسانه ها ايراد نموده است. حال شما قضاوت كنيد با وجود شناختي كه از ايران داريد كدام يك راست مي گويند . والله و اعلم
بگذريم از تمام اين مصاحبه و دروغهاي جناب سفير و نصيحت هاي ايشان حضور رسانه اسلامي و افغاني تمدن براي تهيه و پخش اين اكاذيب و توهينات باعث شرمنده گي بود.
كاش به جاي آن خبرنگار ساختگي تلويزيون تمدن شخص باغيرت تر و وطن پرست ديگري مي بود تا تمام واقعيت ها را براي جناب سفير بازگو مي كرد تا ايشان به خود جرات ندهند مردم افغانستان را احمق درك كنند و تمام ياوه گويي هايي كه در رسانه هاي خود به خورد مردم مظلوم خود مي دهند در اينجا سخن وري نموده و حق را از ناحق جدا سازند .
ديگر چه مي خواهيد از اين مصاحبه اختصاصي و دروغين كه كاملا معلوم بود از پيش طراحي شده است بگويم .
من از ايران توقع زيادي ندارم اما از هموطنانم و از رسانه هاي كشور خود توقع بيش از حد دارم كه توجه بيشتر به منافع ملي خود داشته و نگذارند تا دشمنان قسم خورده اين ديار ويرانه از اين طريق دست به توهين و تحقير مردم قهرمان و باغيرت افغانستان بزنند .
و در پايان از شما دوستان سوالي دارم كه مي خواهم در بخش نظرات وبلاگ جواب دهيد ( آيا تلويزيون تمدن بخاطر اينكه اولين تلويزيون برادران اهل تشيع است چنين طرفداري از اين كشور مي نمايد و يا اينكه واقعا يك رسانه ايراني ولي با نام افغان است ؟)
از گذشته تا حال كساني و يا ممالكي بودند كه در حق دولت و ملت مظلوم افغانستان ظلم و حق تلفي هايي را انجام داده اند ، كه متاسفانه اين روند تا به حال همچنان ادامه دارد و روز به روز دامنه آن گسترش مي يابد .
بعد از شكست شوروي در افغانستان بلاها كم كم بر سر مردم اين كشور سرازير شد و كشورهاي همسايه كه در ناآرامي اين كشور دست به دست هم داده بودند اين پيروزي برايشان ناخوشايند بود و در صدد بر هم زدند دوباره اين كشور شدند و با ايجاد تفرقه و نفاق در بين دولت ، سياستمداران آن زمان را از هم دور نمودند و هر كدام را به طرفي با نام هاي مختلف به جنگ و نزاع تشويق كردند و بعد از آن جنگ هاي داخلي و تفرقه ها مانع پيشرفت اين كشور در مسيرهاي گوناگون شد .
باز هم همسايه هاي اين ديار كهن و مقدس ارام ننشستند و با تربيت افرادي با نام طالب ضربه هاي جبران ناپذيري را بر پيكر افغانستان و مردم اين كشور زدند .
اما با روي كار آمدن حكومت انتخابي در كشور اميدها دوباره در دل مردم زنده شد و مردمبراي زنده گي آرام در وطن و كشور خود آماده شدند و دست در دست هم به بازسازي افغانستان پرداختند ، اما غافل از آنكه دشمنان قسم خورده كشور در نقاب طالب و ديگر القاب به تخريب دوباره دست مي زنند .
دخالت هاي كشورهاي پاكستان و ايران و ديگر ممالك در امور سياسي كشور ديگر براي همگان هويدا شده است .
پاكستان عده اي را با نيرنگ و فريب به سوي خود مي خواند و با آموزش و طراحي حملات انتحاري در كشور مانع پيشرفت و بازسازي افغانستان ويرانه مي شوند و بيم آنكه روزي افغانستان كشوري آباد ومترقي شود وبتواند مانند گذشته پلي ميان كشورهاي منطقه باشد حتي فكرش اين كشورها را ازار مي دهد .
در كنار پاكستان همسايه ديگر ما جمهوري به اصطلاح اسلامي ايران قرار دارد كه اين كشور نيز با دخالتهاي بيش از حد در امور سياسي كشور همه وقت به فكر برهم زدن امنيت كشور ما بوده تا بتواند اهداف شوم خود را در كشور پياده كند و با صادر نمودن اجناس توليدي خود بازار خويش را در افغانستان از دست ندهد و همچنين با بهره گيري از آبهاي هريرود و فراه رود ولايات حوزه غرب را از نعمت برق و همچنين ذخيره گاه هاي آب محروم سازد .
كشور ايران با اجير ساختن افرادي با نام هاي ناراضيان دولت با تمويل مصارف مالي و نظامي آنان در بر هم زدن نظم عمومي و همچنين از بين بردن پروژه هاي انكشافي چون بند سلما در هرات و بند فراه در اين ولايت و تخريب راه هاي آهن و آثار باستاني اين ولايت بزرگترين ظلم را در حق مردم افغانستان مي كنند.
اما متاسفانه اين كشور در اين اواخر ضربه هاي ديگري را نيز به ملت افغان وارد نموده و با ازار و اذيت مهاجرين افغان در ان كشور دست به اعدام عده اي ار هموطنان ما زده است كه خود ايران تا به حال از هويت اين اشخاص معلوماتي به فاميل هاي آنان و دولت افغانستان نداده است .
درست است كه اگر شخصي در هر زمان و در هر مكانيخلاف شعونات انساني و اسلامي مرتكب جرمي شود بايد مجازات گردد .
به همين ترتيب اگر قبول كنيم كه واقعا اين افغانهاي اعدام شده كدام جرم سنگيني را مرتكب شده اند ، باز هم بايد فاميل هاي آنان و حتي دولت افغانستان از اعدام اين افراد آگاهي مي داشت و محاكمه انان در حضور نماينده گان افغان انجام مي شد نه در پشت درهاي بسته .
متاسفانه درگذشته نيز كشور ايران از همين حسن روابط سوء استفاده مي نمود و جوانان افغان را به جاي مجرمين ايراني كه اعدام خود را با پول خريداري مي كردند بالاي چوبه دار مي كشيدند واز اين طريق اعتراضات مردمي را خاموش نگه مي داشتند و در رسانه هاي دولتي خود به دروغ نام افغانها و هويت پاكشان را لكه دار مي كردند و جرم هاي گوناگون را بر آنان لقب مي دادند .
و دولت مابا عملكرد ضعيف و غير قابل قبول اين اعمال را نديده گرفته و ايران نيز با استفاده ازاين فرصت ها از افغانان مهاجر در ان كشور استفاده هاي ابزاري مي نمايند .
اما چه بايد كرد ؟ امروزه زمانه طوري شده است كه هركس بايد به فكر خويش باشد نه كسي ديگر . اگر خود افغانها دست در دست هم ندهند مطمئنا هيچ كشور همسايه اي منافع خود را براي همسايه زيرپا نخواهد گذاشت و حتي با انجام بازيهاي فريبكارانه درخرابي ميهن سهيم خواهد شد .
بايد به جرات گفت كه در افغانستان كنوني شرايط براي زنده گي فراهم شده به شرط آنكه تمام افرادي كه تابعيت اين كشور را دارا هستند با وحدت و يك دلي و با كنار گذاشتن منافع شخصي و قومي و در نظر گرفتن منافع ملي كشور در ساختن اين وطن يكجا شوند و نامهاي متعددي چون طالب ، مخالف دولت ، مجاهد و غيره را از بين ببرند وبا نام افغان در تمام صحنه هاي جهاني ظاهر شوند و اجازه ندهند تا ديگران انان را در بازي هاي فريبكارانه خود شريك سازند.
طالبان به عنوان گروه تندرو و افراطی که به هیچ عنوان پایبند به اصول و قوانین بین المللی نیستند و برای رسیدن به اهداف خود حاضر به زیر پا کردن حقوق فردی و جمعی افراد جامعه هستند ، هیچگاه بدون فشارهای نظامی و سیاسی به طرف پروسه صلح و قبول شرایط ان نخواهند رفت .
بعد از پایان کنفرانس لندن و تصامیم جدی برای مذاکره و مقابله با طالبان به صورت همگانی فشارهای سیاسی و نظامی بر نیروهای طالبان افزایش یافته و گمان می رود که طالبان به منظور فرار از نابود شدن به شرایط صلح در افغانستان تن در دهند و به دولت افغانستان بپیوندند .
از یک سو متفق شدن جامعه جهانی برای تنظیم عملیات های نظامی در مناطقی که گمان می رود نیروهای طالبان فعالیت می کنند و از سوی دیگر فشار کشور پاکستان به نیروهای شبه نظامی طالب و همچنین دستگیری عوامل طالبان که در این کشور مشغول فعالیت های دهشت افکنانه هستند ، دایره را بر این نیروها تنگ خواهد ساخت و آنان مجبور خواهند بود تا در مقابل این فشارها دست از اعمال تخریب کارانه بردارند و مانند دیگر افراد در کشور زنده گی کنند .
بسیاری از کشورهای اشتراک کننده در کنفرانس لندن بر این عقیده هستند که فشار نظامی بر این نیروها می تواند بر پروسه صلح سرعت بخشد ،آنها با فشار بر این نیروها آنان را پراکنده می سازند و از تجمعات و پلان سنجی های آنان جلوگیری می کنند و انان را وادار می سازند تا راه خود را مشخص سارند .یا یه پروسه صلح در افغانستان لبیک گویند و یا اینکه برای گریز از وضعیت به وجود آمده به ولایات همجوار و کشورپاکستان هجوم ببرند که در این صورت نیز آرام نخواهند ماند .
با وجود راه انداختن جنگ روانی و همچنین آماده باش همگانی از سوی جامعه جهانی و نشان دادن راه گریزاز جنگ به کشور پاکستان انان را در یک تله نظامی و سیاسی گیر انداخته و دولت پاکستان نیز که خود هم اکنون با طالبان دست پرورانده خود در حال جنگ است گرفتار می کند .
تا به حال دو تن از فرمانده هان بلند رتبه طالبان توسط دولت پاکستان دستگیر شده که این عمل می تواند در روحیه دیگر اعضای این گروه تاثیر زیادی را بگذارد وهمچنین می تواند نیروهای تندرو طالبان را از اعضای صلح طلب جدا سازد و رفته رفته این نیروها تضعیف شده و ناچار به قبول مصالحه با دولت خواهند شد .
به هر حال کشاندن طالبان به پای میز مذاکره امری دست نیافتنی نیست بلکه با متحد شدن جامعه جهانی با دولت افغانستان می توان به این امر نایل آمد ، کشورهای همسایه بخصوص پاکستان که به عنوان لانه تروریستان به همگان شناخته شده است مبارزه جدی را با نیروهای طالبان تا پایان جنگ ادامه دهد و با حمایت دولت افغانستان در راستای مصالحه با طالبان اجازه هر گونه فعالیت نظامی و تبلیغی را در خاک خود از آنان سلب نماید.
کابل پایتخت افغانستان بار دیگر آماج حملات انتحاری و گروهی افراد طالبان قرار گرفت که متاسفانه در این حملات خونین چند تن از افراد ملکی و نظامی کشور جان خود را از دست دادند و علاوه بر آن خسارات زیادی را به اموال عمومی و مردمی وارد ساختند .
این گروه ابتدا از غفلت دستگاههای استخباراتی کشور استفاده کرده اند و افراد مشخص خود را وارد ساختمان فروشگاه بزرگ افغان در چند قدمی ارگ ریاست جمهوری کرده و با تهدید افراد ملکی از آن قسمت مشغول تیراندازی و همچنین پرتاب نارنجک در اطراف سرک این فروشگاه نمودند وتوجه نیروهای امنیتی را برای انجام اهداف بعدی خود که همانا انتحار در نقاط مختلف شهر کابل بود را به خود مشغول ساختند .
اما آنها با هوشیاری نیروهای اردوی ملی و پولیس ملی رو به رو شدند و پلان سازماندهی شده خود را به صورت ناقص و ناموفق به اجرا گذاشتند که در نتیجه آن هفت تن از افراد طالبان کشته شدند که آنها قصد انجام حمله انتحاری را بالای ارگانهای دولتی داشتند .
به هر حال حمله هماهنگ شده نیروهای طالبان ، دیروز در چند قدمی ارگ ریاست جمهوری و تسخیر یک فروشگاه بزرگ جهت سنگر گرفتن برای مقابله با نیروهای امنیتی نشان دهنده طرح ریزی یک پلان منظم و تخریب کارانه از سوی گروه طالبان را می رساند .
انجام این حملات از سوی این نیروها از یک سو تحت تاثیر فشارهای سیاسی و نظامی جامعه غربی بوده و در جهت دیگر لطمه زدن به اعتبار حکومت فعلی نزد تمویل کننده گان آن و همچنین مایوس ساختن جامعه جهانی از امنیت بوجود آمده در کشور است .
بعد از اعلام استراتیژی جدید اوباما و اعزام سی هزار نیروی تازه نفس در جنوب افغانستان جهت مقابله و تحت فشار قرار دادن نیروهای طالبان برای قبول شکست و یا هم پیوستن به دولت فعلی ، این نیروها نیز آرام ننشستند و برای نشان دادن خود در صحنه های نظامی دست به حملات کوچک و بزرگ در نقاط مختلف افغانستان زدند .
آنها می دانند که با اعزام نیروهای تازه نفس آمریکایی فشارهای نظامی بر آنان گسترش خواهد یافت و انان نیز برای مقابله از خود عکس العمل نشان می دهند .و برای انکه به همگان ثابت کنند که تحت تاثیر گفته های نظامی و سیاسی جامعه جهانی قرار نگرفته اند به عملیات های دهشت افکنانه و حتی کشتارغیرنظامیان می پردازند .
حملات دیروز طالبان در کابل نشان دهنده این است که آنها دیگر به هیچ عنوان نمی خواهند که حکومت فعلی اعتبار خود را در جامعه جهانی بدست آورد و با انجام این حملات ان هم در پایتخت افغانستان افکار عمومی را در رابطه با حکومت وارونه جلوه می دهند و برای رسیدن به این اهداف خود ،حتی حاضر هستند که غیر نظامیان را نیز آماج حملات خود قرار دهند ودیگر اینکه کشورهای حامی صلح با طالبان را از میانجیگری میان این گروه و دولت منصرف می سازد .
به هر حال با وجود پیش بینی ها به منظور تشدید جنگ علیه طالبان در کشور امکان آن می رود که حملات این گروه به صورت دوامدار ادامه پیدا کند و در ان نیز شاهد کشته شدن افراد بیشتری از جمله غیر نظامیان خواهیم بود .
دولت در این باره باید به صورت جدی تر و فعال تر عمل کند و امکانات جدید تر و مدرن تری را در اختیار دستگاههای استخباراتی کشور قرار دهد تا از این طریق به صورت کامل به عملیات های دهشت افکنانه پی ببرند و از کشتار غیرنظامیان و تخریب اموال عمومی تا حد امکان جلوگیری به عمل آید .